مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

906

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1219 ] فصل [ دهم ] : اندر ابنه « 1 » آن را « علّة المشايخ » نيز گويند ؛ لكثرة وقوعه بهم . وى ، مرضى است كه جماع كنانيدن در دبر آرزو شود و بدون ادخال چيزى در دبر او تسكين نيابد . و اين از چند وجه افتد : يكى آنكه شخصى از صغر سن به مصاحبت حيزان [ يعنى بد چشم‌ها ] و نامردان ، مبتلاى اين فعل ناشايسته گردد و عادتى شود . دوم ، آنكه گاه باشد كه در بعضى مردم مزاج انوثى غالب آيد و بدان سبب آلات تناسل ميل به باطن نمايند چنان‌چه آلات اناث غاير است و هرگاه منى بسيار شود يا گرم گردد ، در ناحيهء معاء مستقيم دغدغه پديد آيد جهت نزديكى او با آلات منى [ كه ] « مايلة فى البطن » [ هستند ] . و جهت احتكاك ، ادخال چيزى در او طبع بخواهد و از آنكه معاى مستقيم [ در ] مجاور آلات مايله است ، از احتكاك او ، در آلات [ منى ] نيز سكون روى نمايد و آدمى از اين فعل تا ابقاى اثر برآسايد . و دليل بر ميلان آلات به بطون آن است كه مأبون مذكور ، [ يعنى بيمار مبتلا به ابنه ] ، به غايت صغير القضيب و الخصيتين مىباشد . سوّم ، آنكه در معاى مستقيم خارش عظيم افتد به سبب حصول خلطى در او . و اين خلط ، بيشتر بلغم شور باشد . [ 1220 ] تنبيه : گفته‌اند هركه با زن خود لواط كند ، ايمن نباشد از آنكه فرزند او مأبون شود . علاج : آنچه بر سبيل عادت و غلبهء مزاج انوثيت باشد ، به ضرب و حبس و استهانت و محاكمات و مخاصمات از آن فعل بازدارند و به انواع غموم و هموم و افكار مبتلا سازند تا باشد كه از اين كار بازماند . و آنچه به سبب حصول ماده در معاء و خارش او پديد آيد و اين از بلغم شور بيشتر افتد ، بايد كه در تنقيهء مادهء موجبه كوشند و به چيزهايى كه حكّه و خارش فرو نشاند چون روغن بنفشه و لعاب‌هاى موافقه و جز آن حقنه كنند . و اين قسم ، پيران را بيشتر افتد جهت غلبهء رطوبت غريبه و زودتر علاج پذيرد ؛ به خلاف قسم اوّل كه به نادر دور شود .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Passive soeomy .